اطلاعیه رسمی تعطیلی بازی نوین و دلایل آن

با سلام و احترام.

قریب به 8 ماه از تعطیلی فروشگاه بازی نوین می‌گذرد و اطمینان دارم که هنوز تعداد بسیار زیادی از مشتریان و دوستان ما سوالاتی داشته باشند که چرا بازی نوین تعطیل شد؟

ما در اوج موفقیت تصمیم به فروش تمام انبارمان به آوای باران را گرفتیم و فروش محصولات بازی نوین را به صورت انحصاری در اختیار آوای باران قرار دادیم. در این مسیر طی جلسات متمادی از آبان 1400 تا اسفند 1400 همکاری دائمی ما با آوای باران شکل گرفت و در حال حاضر تمامی محصولات بازی نوین به صورت انحصاری از طریق آوای باران عرضه شده و خواهد شد.

ولی چرا ما تصمیم به این کار را گرفتیم در زمانی که از لحاظ بزرگی فروش دومین سایت فروش بازی فکری ایران بودیم و به راحتی می‌توانستیم فروش خود را ادامه دهیم؟

در این پست می‌خواهم اتفاقاتی را با شما در میان بگذارم که به جز من (داود سامانی) و اعضای بازی نوین، فقط 4 نفر دیگر از ریز جزییات آن با خبر هستند.

البته اگر دیجیکالا، شورای اسباب بازی و حلقه دوستان معتمد خود را در نظر نگیریم.

در این اطلاعیه از افراد مختلفی اسم خواهم برد که احترام زیادی برایشان قائل هستم (یا حداقل بودم) و تمامی مطالب ذکر شده با سند و مدرک و همچنین گواهی شاهدین قابل اثبات هستند. پس اجازه دهید داستان اتفاقاتی که باعث شد بازی نوین را به صورت انحصاری در اختیار آوای باران قرار دهیم را در اینجا با یکدیگر مرور کنیم.

 

پرده اول: جلسه حضوری در ذهن زیبا 22 آبان 1400

به درخواست آرش برهان و تماس های مکرر ایشان بعد از نقاهت طولانی که بعد از کرونا داشتم، برای جلسه‌ای به ذهن زیبا دعوت شدم. ساعت جلسه 11 ظهر روز شنبه 22 آبان 1400 بود و وقتی پا به دفتر ذهن زیبا گذاشتم، فضای جلسه را بسیار سنگین دیدم و جلسه با حضور مرتضی آشوری (مدیر سایت بازی پلنت)، هانی فتوت (مدیر عامل ذهن زیبا)، آرش برهان (مدیر چاپ مستفیل) و حسین یاراحمدی (مدیر چاپخانه شهریور و سرمایه گذار اصلی مستفیل) آغاز شد.

در همان ابتدای جلسه و بعد از مقدمه ای که آرش برهان در مورد خیانت و مشکلاتی که دوستان برای وی آفریدند، انگشت اتهام به سمت من (داود سامانی) برای کپی کردن بازی زیرخاکی و فروش آن در بازار گرفته شد.

به کمی قبل که برگردیم در تاریخ  4 مرداد 1400 با توجه به شراکت بازی نوین و مستفیل در پروژه بازی Beasty Bar و تولید مشترک با ایشان، با توجه به قیمت بسیار پایین بازی زیرخاکی در دیجیکالا، تعدادی از این بازی را خریداری کرده و متوجه شدم که بازی هایی که به اسم زیرخاکی در دیجیکالا به فروش می‌رسد، تقلبی هستند و توسط مستفیل تولید نشدند.

بعد از مطلع شدن از این موضوع، سریعا عکس هایی از بازی تهیه کرده و برای آرش برهان، مرتضی آشوری و امیر سلامتی فرستادم که می‌توانید عکس ها و لیست پیام‌ها را در پایین مشاهده کنید.

سپس با دیجیکالا تماس گرفته و کپی بودن این بازی را اطلاع رسانی کردم ولی دیجیکالا فقط به جمله ” شما بازی را مرجوع کنید و باید شکایت قضایی کنید ” اکتفا کرد و در نهایت بقیه کارها به مستفیل برای شکایت قضایی به عنوان صاحب اثر محول شد.

در این جلسه ذکر شد که با پیگیری حسین یار احمدی، مشخص شده که این بازی کپی توسط بنده تولید شده (یا بنده در این کپی نقشی داشتم) و از من خواستند که دلیل این کار را توضیح دهم.

جالب بود که اولین کسی که این مشکل را شناسایی کرده و اطلاع رسانی کرده بود، خود من بودم و خودم به این کار متهم شده بودم، در حالی که این کار کوچکترین سودی برای من نداشت. نه در آن جلسه و نه هیچ وقت مدرکی دال بر اینکه من در این کار شریک بودم و مطرح نشد و تهدیدی از سمت آقای فتوت و برهان برای رسانه ای کردن این موضوع شد که بعدا در مورد آن بیشتر حرف خواهم زد.

تنها دلیلی که ارایه شد از اینکه چرا به من مشکوک هستند این بود که ما با استفاده از یک اکانت در دیجیکالا بازی زیرخاکی اوریجینال تهیه شده از خود مستفیل را با قیمتی پایین تر از قیمت خرید به فروش رساندیم و این کار را برای پوشش و فروش بازی کپی انجام دادیم.

من قبل از اینکه این موضوع در جلسه مطرح شود نیز از این موضوع مطلع بودم که تعداد 12 عدد بازی زیرخاکی خریداری شده از مستفیل با قیمتی پایین تر از قیمت خرید (حدود 4000 تومان به ازای هر بازی) در دیجیکالا در اکانت ما فروخته شده و جلوی فروش بیشتر را گرفته بودم. دلیل این اتفاق مشکل سیستمی در قیمت گذاری دیجیکالا بود که به خاطر عدم بازرسی به موقع (به دلیل بیماری 3 هفته ای کرونای من) این اتفاق افتاده بود و زمانی که متوجه این اتفاق شدم، 12 عدد از بازی فروخته شده بود.

در انتهای جلسه و بالا رفتن تنش در جلسه، من از حسین یاراحمدی خواستم که مدارک مستند در مورد این موضوع ارایه کرده و یا به صورت قضایی این موضوع را پیگیری خواهم کرد که با وساطت هانی فتوت (مدیر عامل ذهن زیبا) قرار بر این شد که موضوع از سمت دیجیکالا و بنده بررسی شود.

در مورد نقش دیجیکالا در مورد این داستان هم بگویم که فروش بازی زیرخاکی تقلبی توسط یک پنل فروخته می‌شد که نام پنل در همان زمان فروش تقلبی به مستفیل داده شده و طی پیگیری های انجام شده توسط ایشان، دیجیکالا نام صاحب پنل را اعلام نکرده بود.

 

پرده دوم: رفتن به دفتر نمایندگان فروش دیجیکالا در نلسون ماندلا 22 آبان 1400

همان روز و بلافاصله بعد از جلسه به دفتر نمایندگان دیجیکالا در خ نلسون ماندلا – خ 21 ام رفتم و بعد از صحبت با نگهبانی من را به بخش حقوقی دیجیکالا هدایت کردند و با یکی از وکلای دیجیکالا موضوع را مطرح کردم.

در جلسه کوتاهی که در آنجا داشتم، مشخص شد که دیجیکالا فقط با حکم قضایی نسبت به افشای نام پنل فروشندگان اقدام خواهد کرد و بدون این نامه، به هیچ عنوان این کار را انجام نخواهد داد. بعد از صحبت واقعه پیش آمده و حساسیت بالای بنده نسبت به موضوع، دیجیکالا قبول کرد که اگر نامه شورای اسباب بازی برای این موضوع ارسال شود، نام پنل فروشنده به شورای اسباب بازی اعلام خواهد شد.

در آن جلسه به وکلای دیجیکالا گفتم که هانی فتوت و حسین یاراحمدی تهدید کردند که اگر این موضوع را پیگیری نکنم، در پیج های خودشان یعنی پیج سرزمین ذهن زیبا، بازی پلنت و مستفیل این موضوع را رسانه ای خواهند کرد و آبروی من را خواهند برد که وکیل دیجیکالا گفت، در صورتی که این کار از سمت آن ها انجام شود، شما می‌توانید با شکایت به دادگاه اعاده حیثیت کرده و جرایم سنگین مالی و کیفری را برای آن ها درخواست کنید و ما نیز به عنوان وکیل به شما کمک خواهیم کرد.

این موضوع به گوش دو نفر یاد شده رسید و از این موضوع عقب نشینی کرده و گفتند که منظورشان رسانه ای کردن این اتفاق نبوده و صحبت دیگری در مورد این موضوع هیچ وقت از سمت آن ها ذکر نشد.

بعد از پایان جلسه دیجیکالا این موضوع را به صورت تلفنی به گوش حسین یاراحمدی و هانی فتوت رساندم و قرار شد که پیگیری این کار در روز آینده انجام شود. بعد از گذشت 2 روز پیگیر ماجرا شدم ولی جوابی از طرف هیچ دو نفر داده نشد.

 

پرده سوم: جلسه با شورای اسباب بازی در 26 آبان 1400

بدون هماهنگی قبلی به شورای اسباب بازی واقع در شهرک غرب رفتم و با رییس شورا آقای مهدی زاده موضوع را مطرح کردم. ایشان در ابتدای جلسه گفتند که این موضوع از طریق آقای یاراحمدی به ایشان اطلاع داده شده ولی درخواستی باب بر اینکه نیاز به زدن نامه به دیجیکالا باشد، مطرح نشده است.

بعد از صحبت بیشتر در مورد موضوع، قرار شد که نامه ای به دیجیکالا زده شود و نام پنل فروشنده مشخص شود.

 

پرده چهارم: مسکوت نگه داشتن اتفاقات و اظهار بی اطلاعی طرفین

بعد از گذشت 1 ماه دوباره این موضوع را از حسین یار احمدی جویا شدم ولی در کمال ناباوری گفتند که “ما که فهمیدیم شما بودی و دیگه نیاز به پیگیری دوباره نیست”

بعد از صحبت با شورای اسباب بازی هم جواب مشخصی داده نشد ولی به نظر می آمد که جواب نامه برگشته و نام صاحب پنل مشخص شده است و به حسین یاراحمدی اطلاع داده شد است.

در نهایت مراودات مالی نهایی با مستفیل و چاپخانه شهریور انجام شده و تمامی بدهی ها و طلب ها محاسبه شد و تسویه انجام شد و از سال گذشته دیگر خبری از این افراد نیست.

 

پرده پنجم: یک سال گذشت

بعد از گذشت 1 سال هنوز هم مشخص نشده که چه کسی این بازی را کپی کرده و چه اتفاقاتی در این روند افتاده است. ولی چیزی که مشخص است این است که هیچ وقت هیچکدام از 4 نفری که در آن جلسه منحوس بودند، مدرکی دال بر اینکه بنده در این کار دستی داشتم پیدا نکرده بودند وگرنه با شناختی که از یاراحمدی و برهان داشتم، باید منتظر شکایت قضایی آن ها می‌بودم.

به هر حال حالا که 1 سال از آن قضیه می‌گذرد، چند سناریو را در این اتفاق می‌توان دید که هیچ مدرکی برای اثبات هیچکدام از سناریوهای مطرح شده ندارم و فقط افکار مغشوش خود را می‌خواهم با شما به اشتراک بگذارم.

 

سناریو اول: مافیای بردگیم

در این سناریو می‌توان ردپایی از مافیای بردگیم را دید. بازی نوین که با سرمایه شخصی و بدون هیچ منبع مالی غیر شفاف به صورت مداوم رشد می‌کرد، خطری برای فروشگاه های آنلاین دیگر بود و این بازی برای درهم شکستن بازی نوین مطرح شده بود.

حالا چه کسانی در این قضیه دست داشتند که به هیچ عنوان معلوم نیست ولی همیشه وجود یک تئوری توطئه باعث جذاب شدن یک داستان، مقاله یا مطلب خواهد شد که ما هم آن را مطرح کردیم.

 

سناریو دوم: افشای اطلاعات و خجالت کشیدن

در این سناریو که به نظر من محتمل ترین آن است، دیجیکالا به شورای اسباب بازی جواب داده و نام پنل به حسین یاراحمدی اطلاع داده شده است. بعد از کنکاش آن ها، متوجه هویت واقعی کپی کننده بازی شدند و از خجالت اینکه اشتباه کردند، موضوع را مسکوت نگه داشتند و دیگر آن را عنوان نکردند.

با توجه به عدم پیگیری هانی فتوت و مرتضی آشوری که هر دو در جلسه حضور داشتند 2 فرض را میتوان در نظر گرفت.

فرض اول: هر دوی این افراد از نام صاحب پنل مطلع شده و به دلیل اینکه بیشتر از این نمی خواستند در این قضیه دخالت کنند، خود را کنار کشیده اند.

فرض دوم: به این دو نفر اطلاعی داده نشده است.

در این سناریو یک حالت فرضی دیگر نیز وجود دارد که نام صاحب پنل برای حسین یاراحمدی آشنا بوده و وی فهمیده است که چه کسی این کار را کرده است. زیرا شخصی که کار کپی را روانه بازار کرده همان کسی بوده که از آن روز تا الان نسبت به کپی گربه های انفجاری هم اقدام کرده که می توانید این محصول را از اینجا ببینید.

پنل مجیک تویز همان پنلی بوده که نسبت به فروش بازی کپی زیرخاکی اقدام کرده و چندین بار چه قبل از آن جلسه منحوس چه بعد از جلسه این موضوع به اطلاع هر 4 نفر رسیده بود و همین الان نیز این پنل در حال فعالیت است.

فقط قبل از گفتن فرضیه سوم این موضوع را نیز بگویم که هانی فتوت در زمان خالی کردن انبار ما از بازی به ما کمک بسیار زیادی کرد و بسیاری از بازی های تولید توسط ذهن زیبا و بازی های قابل فروش ما را از ما به قیمت خریدمان دریافت کرد و به صورت نقدی با ما تسویه کرد که کمک بزرگی به ما در آن روزها بود.

 

سناریو سوم: حماقت

احمق بودن یا نادان بودن چیز بدی نیست و هر کدام از ما در چیزهایی دانا هستیم و در چیزهایی نادان. در نادانا بودن آرش برهان شکی نیست. رابطه من با ایشان حدود 2 سال و بعد از تولید چندین و چند بازی چه برای برند خودمان چه برای برند مستفیل به من نشان داد که ایشان مصداق مصرع:

آنکس که نداند و بداند که نداند، لنگان خرک خویش به منزل برساند

بود و متاسفانه روزی این خرک به منزل نرسید و لگدی حواله من کرد.

ولی حسین یاراحمدی فردی دانا، با سواد و معقول بود و در آن جلسه نیز با احترام بیشتری صحبت میکرد ولی به نظر می آمد که تحت تاثیر وضعیت اقتصادی بدی که در آن روزها چاپ شهریور داشت و تحریک های افراد مشخصی، نمی‌توانست معقولانه فکر کند.

به هر حال استفاده نکردن از عقل و استنتاج توسط این افراد باعث شد که روزهایی بدی را بگذارنم و با ناراحتی از بازی نوین خارج شوم، کما اینکه تجربه بازی نوین باعث شد که بتوانم بیزینس جدیدم را در مدت بسیار کوتاهتری پر و بال دهم و موفقیت زیادی را در آن کسب کنم که حوصله این مطلب خارج است.

 

سخن نهایی

در نهایت می خواهم از تمامی همراهان بازی نوین به ویژه محمد جواد احمدی، محمد آرین و آرمین مسرور که عنوان همکار و دوست در آن روزهای سخت همراه من بودند تشکر کنم.

همه خریداران و مشتریان بازی نوین بدانند که در آن روزها تنها دغدغه من و تیم بسیار کوچک بازی نوین این بود که بتواند بهترین بازی های روز دنیا را با کمترین قیمت ممکن به دست بازیکنان برساند و مشاوره ما برای خرید بهترین بازی، بزرگترین دلیلی بود که بازی نوین را به جایگاهی رساند که در اوج با آن خداحافظی کردم.

دوست دار همه شما هستم.

داود سامانی

20 آبان 1401

 

 

درباره ی مدیر سایت

مطلب پیشنهادی

معرفی بازی ghost writer

معرفی بازی Ghost Writer

در این پست بازی Ghost Writer معرفی شده و در مورد روش انجام بازی و زمان عرضه آن توضیح داده شده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *